یکی از مسائلی که همیشه در سیستم عاملهای ویندوز 95 به بعد ( یعنی تا همین الان که ویندوز 2003 هم آمده ) وجود داشته ، این بوده است که شما در صورتیکه کامپیوتر جدیدی تهیه می کردید و می خواستید از هارد دیسک قدیمی خودتان در دستگاه جدید استفاده کنید ، مجبور بودید که ویندوز قبلی را در دستگاه جدید پاک کنید و از اول ویندوز جدیدی برای این کامپیوتر جدید نصب کنید . حالا شاید خیلی ها بگویند که نه لازم نیست و ... ! اما همگی خوب می دانند که ویندوز در سیستم جدید بسیار مشکلات زیادی پیدا می کنند که اکثرا ترجیح می دهند که ویندوز را از اول برای کامپیوتر جدید نصب کنند .
یکی از عمده دلایل این قضیه شناساندن Hardware های جدید و درایور ها آنها در ویندوز است . یعنی باید Hardware های قبلی از بین برود و Hardware های جدید شناسانده شود تا سیستم بتواند راحت کار کند .
در Linux این قضیه بسیار ساده و راحت است . چرا ؟! به دلیل اینکه در Linux موقعی که Kernel در ابتدای کار Load می شود از اول همه Hardware ها را شروع به شناختن می کند و اطلاعاتی مانند نوع IDE Controller ، کارت شبکه ، CD-ROM ها و ... را در همان ابتدا از سیستم خارج می کند . اینکه در جای خاصی این اطلاعات را نگه نمی دارد و هر زمان که سیستم Boot می شود در همان ابتدا بسیار سریع همه این اطلاعات را پیدا می کند ( یعنی دقیقا کاری که ویندوز نمی کند و اگر قرار باشد که چنین کاری انجام دهد باید برای هر بار Restart ویندوز حداقل نیم ساعت وقت صرف کنیم ) باعث شده است که شما بدون هیچ نگرانی Linux ای را که بر روی کامپیوتر دیگر نصب شده است با خیالی آسوده بر روی کامپیوتری دیگر منتقل کنید .
در اینجا قصد دارم مراحلی را که در انتقال یک دیسک سخت حاوی سیستم عامل Linux نصب شده و اطلاعات داخل آن ، به یک کامپیوتر جدید با قطعات جدید باید طی کنید شرح دهم .
1- ابتدا Case های دو کامپیوترتان ( قدیمی و جدید ) را باز کنید و Harddisk سیستم قدیمیتان را بر روی سیستم جدید نصب کنید .
2- در صورتیکه سیستم جدید شما دارای Harddisk جدیدی می باشد و می خواهید که این دیسک جدید را بعدا استفاده کنید و در حال حاضر به صورت Master بر روی دستگاه نصب شده است ، هارد دیسک قدیمی را به صورت Slave ( با تنظیم Jumper های مربوط به هر دو دیسک ) بر روی سیستم جدید نصب کنید و مطمئن شوید که BIOS کامپیوتر هر دو دیسک را به درستی شناسایی کند .
3- در صورتیکه از همان Harddisk قدیمی به عنوان تنها دیسک در سیستم جدید استفاده می کنید باید Linux شما مانند قبل با اجرا شدن Boot Loader مربوطه ( مانند Lilo و یا Grub ) اجرا شده و بدون هیچ مشکلی سیستم شما بالا بیاید . اما اگر هارد دیسک سیستم قبلی خود را به سیستم جدید اضافه کرده اید ( یعنی هارد جدیدی در Master سیستم جدید قبلا وجود داشته و شما هارد دیسک سیستم قبلی را به صورت Slave به آن اضافه کرده اید ) باید CD مربوط به Linux خود را داخل درایو دستگاه جدید قرار دهید و در BIOS بخواهید که ابتدا از روی CD-ROM سیستم را راه اندازی نماید .
4- پس از Boot شدن از روی CD-ROM مربوطه منوی مربوط به Boot ظاهر می شود که شما باید گزینه Rescue را با پارامتر شبیه به زیر صدا کنید : ( در اینجا Boot Loader مربوط به Debian استفاده شده است ، اما Boot Loader های دیگر مانند RedHat هم به همین شکل می باشند )
linux:# rescue /dev/hdb1 /
mount -o remount rw /
root = /dev/hda1
root = /dev/hdb1
# /sbin/lilo
در اینجا ذکر چند نکته ضروری می باشد :
1- در صورتیکه می خواهید از Harddisk جدید خود که در dev/hda/ نصب شده است استفاده کنید باید توسط fdisk /dev/hda ابتدا آنرا partition بندی کنید و سپس توسط mkfs آنرا format کنید و سپس partition های ایجاد شده را در جاهایی که می خواهید mount کنید .
2- در صورتیکه kernel قبلی شما مشخصا برای سیستم قبلی شما compile شده بوده است ، شاید از hardware های جدیدی که در سیستم جدید دارید پشتیبانی نکند . برای این منظور باید source های kernel را در اختیار داشته باشید تا بتوانید برای سیستم جدید خود kernel جدیدی با مشخصات آن ایجاد کنید . ( kernel پیش فرض RedHat و یا Debian معمولا از اکثر Hardware ها به صورت پیش فرض پشتیبانی می کند )
3- دقت که کنید که CPU جدید شما باید سازگار با CPU قبلی شما باشد تا Kernel سیستم قبلی بر روی آن Load شود . معمولا در i386 ها سیستم های جدیدتر قبلی ها را پشتیبانی می کنند ، اما بالعکس آن صادق نیست .
در اين كه لينوكس قابل انتقال تر از ويندوز هست كه شكلي نيست ولي يه چيز رو نبايد فراموش كرد و اونم اين كه تا اين جاي كار همه چيز براي انتقال يك لينوكس غير خانگي آماده است ولي يه لينوكسي كه كارهاي روزمره باهاش انجام ميشه كه نياز به XFree86 داره و درايور هاي كارت گرافيك و كارت صدا يكم كار پيچيده تر از تغييرات درlilo.conf و يا grub.conf ميشه.
[ مسعود ] | [ دوشنبه، 3 آذرماه 1382، 10:34 بعدازظهر ]درسته . اما اونا هم اصولا اگر چیزهای روتینی باشه در redhat توسط یک setup حله . خیلی کار وقت گیری نیست . در ویندوز بیشتر مشکل وقتگیر بودن و گاهی نا ممکن بودنشه .
[ حمید هاشمی ] | [ سه شنبه، 4 آذرماه 1382، 0:19 صبح ]very goooooooooooooood
[ sayyed nazam zahrayi ] | [ پنجشنبه، 2 بهمنماه 1382، 3:12 بعدازظهر ]aya rahi barayee entegale windows nasb shodeh be yik computer deegar hast. agat baraton momken basheh baram e-mail bezanid.dar zemn mamnon az satyeee mofideton .
[ mehdi ] | [ چهارشنبه، 7 مردادماه 1383، 7:29 بعدازظهر ]man yak soal daram
موقعی که من هاردم را فرمت می کنم پیغام write protected error می دهد چه کار کنم با تشکر
وبلاگتان خوب بود
خيلي خوب بود.
[ JraNil ] | [ دوشنبه، 3 آذرماه 1382، 5:19 صبح ]