شنبه، 8 مهرماه 1385
iTunes 7 گند زد !
آقا ما به خاطر این iPod تقریبا شده بودیم iTunes کار و از نسخه 4 دارم باهاش کار میکنم. اصولا نرم افزار بدی نیست و خوب کار می کنه. نمی خوام بگم که بهترین Media Player هستش. به نظر من در زمینه فایلهای صوتی در ویندوز Winamp بهترینه و در Linux هم xmms هنوز بهترینه. البته دیدم که تازگی به نسخه هایی از Winamp برای Linux اومده و رفتم نصب کردم دیدم اصلا فاجعه هست. تنها چیزیش که به Winamp تحت ویندوز شباهت داره قیافه اش هست و بس ! ( شایدم به خاطر اون پیشوند اولشه که تو Linux میاد بهش آلرژی داره :)
خلاصه آقا ما در ویندوز دیگه خودمون رو عادت داده بودیم که با iTunes کار کنیم و خدائیش هم بد نبود، همه feature های مهم رو داشت و خوب هم کار می کرد تا اینکه چشتون روز بعد نبینه !!! یک روز ما این iTunes رو آوردیم بالا پیغام داد که iTunes 7 اومده بیا Download کن حالشو ببر ! مام خر شدیم گفتیم لابد خوب شده دیگه . خلاصه نصب کردیم و بیچاره شدیم ! این اصلا به کل داغون شده . اولش قیافش رو دیدیم خوشمون اومد، اما همینکه اولین فایل و زدیم پخش کنه و رفتیم توی Firefox یکهو دیدم صدا مثل این نوار قدیمی ها که تو ضبط گیر می کنه شد !! اول یکم به ویندوز شک کردم چند دفعه reboot کردم و خلاصه دیدم نه آقا مشکل اصولیه ! گفتم شاید ایراد از FoxyTunes باشه که تو Firefox نصب کردم، دیدم نه آقا کلا مرخصه ! حتی توی Thunderbird هم همین ایراد پیش میومد. یه نگاهی هم به Memory سیستم انداختم دیدم نصف Memory سیستم رو فقط iTunes گرفته !! در حالی که حداکثر کاری که داره می کنه پخش یه MP3 هستش.
خلاصه رفتم یکم Search کردم دیدم توی Forum های iTunes ملت دارن فحش میدن به Apple . جاتون خالی مام نامردی نکردیم صاف Music Library رو از توش Export کردیم به XML و رفتم توی Winamp و با استفاده از این Plugin یکراست تمام Library رو ایکی ثانیه import کردم توی Winamp. بعدم این Plugin رو نصب کردم و خیلی راحت تمام Meida Library ای که در Winamp دارم رو با iPod بروز کردم. خیلی توپ هم داره کار می کنه و بلافاصله iTunes رو uninstall کردم و دوتا فحش آبدار هم به این مرتیکه کچل Steve Jobs دادم. ( مرتیکه حروم زاده ! زندگی نامش رو بخونین تا بفهمید بی خود نمی گم :)
حالا بعد از 2 هفته Apple اومده iTunes 7.0.1 داده که به قول خودش چون خیلی اعتراض بوده و حتی کار به یک مقاله در New York TImes کشیده، همه اون ایراد ها رو رفع کرده و خلاصه می گه همه چیز خوب کار می کنه. اما راستش رو بخواهید من با Winamp الان خیلی راحت دارم کار می کنم و این FoxyTunes هم خیلی راحت بهش وصل شده و اصلا دیگه مشکلی ندارم. شما جای من باشید چیکار می کنید ؟ دوباره بر می گردید iTunes ؟ یا همین Winamp می مونید ؟
راستش تقریبا مطمئنم که Winamp به عنوان Audio Player از iTunes خیلی بهتره و تنها دلیلی که بهم فشار میاره برم سراغ iTunes دوباره همین iPod م هستش ! چون فکر می کنم اونتو بهتر کار میکنه ! ( همینطوری می گم ! دلیلی براش ندارم، اما چون به هر حال هر دوش مال Apple هستش لابد بهتره دیگه نه ؟ )
شیطونه می گه برم iPodLinux نصب کنم روی iPod و اصلا خلاص بشم از شر این Apple لعنتی ها ! اما راستش فکر کنم یکم زود باشه. باید بگذارم یکم بیشتر پروژه اش پیشرفت کنه و بعد حتما اینکار رو می کنم.
( آخر مطلب refrence دار بودا ! هیچ دقت کردید به چند جا refrence دادم :)
پنجشنبه، 2 شهریورماه 1385
اپراتور دوم تلفن همراه، خصوصی یا دولتی ؟
شاید شما هم زیاد این مطلب را شنیده باشید که اپراتور دوم تلفن همراه، اپراتوری خصوصی است که قصد ایجاد رقابت و نهایتا بهبود کیفیت تلفن همراه در کشور را دارد. در وهله اول اینگونه به نظر می آید که شرکتی از آفریقای جنوبی که اپراتوری شناخته شده در دنیا می باشد به همراه شریک ایرانی خود ( که تاکید بر غیر دولتی بودن آن شده است ) به هر نحو ( قصد بازگویی مکررات نیست ) برنده مناقصه اپراتور دوم تلفن همراه شدند و با پرداخت حق لیسانس، مجوز ایجاد این شبکه را در کشور دریافت کردند.
بحث بر سر شریک ایرانی غیر دولتی است. اصولا تعریفی که از دولتی و غیر دولتی به نظرم می رسد این است که در یک شرکت یا مدیریت دولتی، بودجه از طرف دولت و یا بیت المال در اختیار مدیری که یا توسط دولت و یا نهاد ها زیر مجموعه یا موازی با آن تعیین می شود، قرار می گیرد و نهایتا اهدافی مشخص می شود و از در انتها اهداف یاد شده از او بازخواست می شود و در صورتیکه به این اهداف دست پیدا کرد این مدیر ابقا می شود و در غیر این صورت مدیر دیگری جای او را می گیرد. پس همانطور که می بینید در این سیستم هیچ موقع بحث ورشکستگی یا شکست در کار نیست و نهایتا اگر ضرری هم متوجه پروژه ها و یا شرکتهایی از دست شود، با تزریق بودجه یا پول از همان محل اعتبارات دولتی و یا بیت المال نهایتا از ورشکستگی این نوع شرکت ها و مدیریت ها جلوگیری می شود. این روالی است که شاید هر کدام از شما به نوبه کاری که می کنید نمونه هایی از آنرا دیده باشید. این در حالی است که در یک مدیریت یا شرکت خصوصی اولا سرمایه، سرمایه هایی است که توسط فرد یا افرادی که خود اختیار سرمایه های خود را دارند جمع آوری می شود و همه آنها در سود و زیان یک شرکت شریک هستند. حتی اگر بحث بازار بورس هم باشد سهامداران جزء هم به اختیار خود این سرمایه را در اختیار یک شرکت خصوصی می گذارند و نهایتا در سود و زیان آن شرکت شریک هستند. در عین حال مدیریت یک مجموعه خصوصی توسط سهامداران آن تعیین می شود که یا عمدتا به صورت هیئت مدیره هستند که مدیر عامل مشخص می کنند و یا کاملا خصوصی و فردی است که توسط سهامدار و سرمایه گذار عمده آن مشخص می شود. همانطور که می دانید در این نوع شرکت ها ترسناکترین حالت، حالتی است که به خاطر سوء مدیریت این شرکت ها به ورطه ورشکستگی فرو می روند و نمونه های زیادی از آنها چه در کشور خودمان و چه در کشور های دیگر قابل مشاهده هستند. البته این دقیقا خاصیت مدیریت های خصوصی است و همین باعث رقابت شدیدتر و پیشرفت بهتر می شود. اما در این بین عوامل دیگری هم هستند که می توانند جدا از سوء مدیریت باعث شکست مدیریت خصوصی شوند و آن شایعترین مشکل در کشور ما یعنی همانا رقابت شرکت های دولتی ( یا نیمه دولتی از دید من فرقی بین این نوع شرکتها با دولت نیست ) با شرکتهای خصوصی که نهایتا باعث رقابت سرمایه دولتی با سرمایه خصوصی می شود. مسلم است که در کشور ما سرمایه دولتی به صورت متمرکز خیلی بشتر از سرمایه های خصوصی است که متفرق هستند و رقابت این دو نوع مدیریت، رقابتی کاملا غلط و بدور از قواعد بازی است. با اینکه مدیریت های خصوصی معمولا مدیریت های کارآمد تر و بهتری هستند، اما به دلیل اینکه نهایتا شکست در شرکتهای دولتی همانطور که گفتم معنایی ندارد، نهایتا در مرور زمان این رقابت، رقابتی کاملا غلط و اشتباه است که متاسفانه در کشور ما روز به روز شاهد افزایش این نوع رقابتها هستیم که باعث از بین رفتن انگیزه در بخش خصوصی برای ورود به سرمایه گذاری و رقابت در بازار ایران است.
نمونه بارزی از این نوع رقابت با ورود اپراتور دوم تلفن همراه به بازار و در حقیقت شروع خصوصی سازی در عرصه مخابرات دولتی می باشد. شریک ایرانی اپراتور دوم شرکتی است به نام ایران سل که سهامداران آن شرکت صا ایران، بنیاد مستضعفان و بانک ملی ایران می باشد. حتما همه شما نام این موسسات و شرکتها رو بارها شنیده اید و همه آنها را به خوبی می شناسید، اما لازم است با تعریفی که در بالا در مورد تفاوت مدیریت دولتی با خصوصی کردم این موسسات و شرکتها ها رو بررسی کنم با نتیجه بگیریم که چند درصد از این مدیرت در اپراتور دوم شبکه تلفن همراه کشور که به اپراتوری خصوصی شهرت دارد واقعا خصوصی است. شرکت صنایع الکترونیک ایران یا همان صا ایران معروف شرکتی است دولتی که وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می باشد و مدیریت آن توسط آن وزارتخانه تعیین می شود و اصولا هدف از ایجاد این شرکت ایجاد توان الکترونیکی برای وزارت دفاع با بودجه نظامی کشور بوده که البته بعدها علاوه بر آن هدف همانطور که می بینید اهداف دیگری را هم دنبال می کند که نهایتا منجر به رقابت با بخش خصوصی شده که از جمله آنها می توان به تولیدات تلفن همراه و لوازم الکترونیکی برای عرضه در بازار مصرف داخلی و ورود به عرصه مخابرات خصوصی کشور که همانا پروژه اپراتور دوم تلفن همراه که اپراتوری خصوصی می باشد، اشاره داشت. در مورد بنیاد مستضعفان نیاز به معرفی پروژه ها و شرکت هایی که در رقابت با شرکت های خصوصی ایجاد کرده نیست. فقط کافیست بدانید که سرمایه آن از چه طریق بوجود آمده و مدیریت آن از چه طریقی مشخص می شود که واضح است که هیچ چیز آن منطبق با مشخصات یک شرکت با سرمایه و مدیریت خصوصی نیست. و نهایتا بانک ملی ایران که همگی می دانند که بانکی دولتی با سرمایه و مدیریتی دولتی است.
حال این سئوال بوجود می آید که آیا واقعا ایران سل که دارای چنین سهامدارانی می باشد، دارای مدیریت و سرمایه خصوصی است ؟ و آیا نامیدن این شرکت به عنوان یک شرکت خصوصی رواست ؟ شاید تنها قسمت اپراتور دوم تلفن همراه که مدیریتی خصوصی و سرمایه خصوصی دارد، شریک خارجی آن باشد که آن هم بخش خصوصی از کشور دیگری است و اصولا رقابت میان بخش خصوصی در کشور های دیگر با بخش خصوصی در کشور ما هم جای بحث دیگری دارد.
با ابلاغ اصل 44 و شروع روند خصوصی سازی شرکت ها دولتی در صورتیکه صاحبان جدید این شرکتها قرار باشد سهامدارانی همچون سهامداران ذکر شده باشند، در حقیقت دولت از این جیب به آن جیب سرمایه ها را انتقال داده است و نام آنرا خصوصی گذاشته که بر همه دستندرکاران بخش خصوصی روشن است که این نوع خصوصی سازی به مراتب بدتر از مدیریت رسما دولتی می باشد، چرا که حداقل مدیریت دولتی برای خود قواعد خاصی رو مد نظر می گیرد، اما مدیریت هایی از دست مدیریت بالا هر جا که لازم باشد از قواعد مدیریت دولتی و هر جا که لازم باشد از قواعد مدیریت خصوصی بهره می برند که بسیار خطرناکتر است و رقابت را اصولا بی معنا می کند.
امیدوارم روندی که برای خصوصی سازی در کشور شروع شده منجر به ایجاد چنین مدیریت هایی نشود و به خصوص در صنعت مخابرات که واقعا خصوصی سازی برای ایجاد رقابت و بهبود کیفیت نیاز است تبدیل به رقابت سرمایه و مدیریت های نیمه دولتی از این دست نشود که با ایجاد چنین جوی واقعا باید فاتحه سرمایه گذاری خصوصی در این بخش را خواند.
نرم افزار Windows Live Writer
در حقیقت این پست رو دارم از داخل نرم افزار جدیدی که Microsoft برای Blogger های ... گشاد تهیه کرده می نویسم. درسته که رابطه اصولا خوبی را Microsoft ندارم اما دلیل نمی شه از ابزار ها و نرم افزارها و ایده های جدیدش صحبت نکنم. باید بگم که این نرم افزار خیلی راحت نصب میشه و به صورت خیلی باور نکردنی تنها با گرفتن آدرس وبلاگتون و یک Username و Password میره مثل آدم خودش همه زار و زندگی وبلاگ رو بیرون میریزه و اصلا بدجوری دست به دهنتان می کند. اگر این پست رو دیدید بدونید که بدجوری با این نرم افزارش حال کردم و جون می ده برای آدمایی مثل من که حال Login کردن توی اون اینترفیس سخت MT رو نداریم و راحت از توی یک Editor ای مثل MS-Word دارم این متن رو می نویسم و Publish می کنم.
بیشتر توضیح نمی دم خودتون برید و این لینک و ببینید، دریافت کنید و حالشو ببرید.
دوشنبه، 2 مردادماه 1385
SLA و کیفیت خدمات اینترنت در کشور
حتما شما هم متوجه اختلال در ارتباطات اینترنتی در چند روز گذشته شده اید. همان مساله دفعه گذشته و اشکال سابق. به هر دلیلی شرکت Flag سرویسش برای مدتی دچار مشکل شد و از اونجایی که حدود 8 لینک STM-1 که شامل ارتباطهای اینترنت کشور بود از این شرکت خریداری شده بود و تنها 2 لینک STM-1 از شمال یعنی از مسیر ترکیه خریداری شده بود مشکل کندی سرعت به طور محسوسی بوجود آمد. اصولا این حرف شرکت زیرساخت قابل قبول است که نمی توان به اندازه نیاز کلی از مسیر لینک خریداری کرد. علتش هم مشخصا قیمت است ! یعنی شما باید هزینه دو لینک مساوی به نیاز کشور رو پرداخت کنید که عملا اقتصادی نیست . اما دو راه حل برای این موضوع وجود دارد.
اول اینکه به تقسیم منطقی بار اینترنت بر روی چندین مسیر ( که به زودی مسیر کشور آذربایجان هم به آنها اضافه می شود ! ) می توان کاری کرد که قطعی یک مسیر حداقل تاثیر رو بر روی ساعات معمولی ترافیک شبکه بگذارد و تنها ساعتهای Peak احساس مشکل شود. این در حالی است که بیش از 70 درصد ارتباطات کشور از یک مسیر بوده وخوب طبیعتا در کلیه ساعات ترافیک اعم از معمولی و غیر معمولی مشکل احساس شده است. در ضمن تعداد این نقاط تماس هم مهم است. یعنی اگر در حال حاضر دو مسیر فیبر داریم باید به حداقل 5 مسیر افزایش یابد که بر روی این 5 مسیر می توان بار مساوی تقسیم کرد تا کمترین احساس در حالتی که یکی از اینها قطع شد ، بشود. مسیر فجیره و ترکیه که وصل است . یادم می آید در مورد کویت هم صحبت شده بود که مسیر آماده است و در مرحله قرارداد است. مسیر آذربایجان به صورت فیزیکی موجود است فقط باید قرارداد بسته شود و به مسیر ها اضافه شود. تا بحال 4 مسیر شد. مسیر بعدی هم به نظر من باید از سمت شرق کشور به سمت کشور های پاکستان و هند باشد. مسلما پاکستان و هند هم مسیرهای بسیار مناسبی برای اتصال به شبکه جهانی خواهند بود.
نکته دوم هم بحث SLA هست. آقا فرضا یه نفر می خواد دو برابر پول بده اما تضمین داشته باشه که لینکش قطع نمیشه ! مشتریش هم زیاده . مثلا کسانی که تلفن اینترنتی کار می کنند یا شرکت هایی که با شعب خودشون در خارج در تماس هستند یا ... . خوب با ایجاد قرارداد SLA مناسب می توان هزینه بیشتری از اینها دریافت کرد و سرویس بهتری در اختیار اینها قرار داد و در نهایت اگر سرویس مناسب نتوانستند ارائه کنند ضرر و زیان شرکت رو پرداخت می کنند. این کاری است که در دنیا تجربه شده و جواب داده و در کشور ما هم زیرساخت به تازگی شروع کرده اما یکم خیالی شروع کردند ! 99/9% کجای خاورمیانه SLA میدهند که ایران دومیش باشه ؟ به هر حال اگر روی این موضوع بیشتر کار کنند و یک قرارداد منطقی درست کنند مشتری هم خوب خواهند داشت و در این شرایط داد و غال همه بلند نمی شود که اینترنت قطع شده و همه بدبخت شدیم !
جمعه، 9 تیرماه 1385
سایت اینترنت ملی خودش ملی نیست !
در سایت itiran.net در این مطلب آدرسی از وب سایت شبکه اینترنت ملی در ایران که توسط مسئولین فعلی مخابرات به شدت بر روی آن تبلیغ می شود گذاشته بود. حتما شنیده اید که هدف از ایجاد این شبکه بومی کردن ارتباطات و صرفه جویی از استفاده پهنای باند خارج از کشور و ایجاد Data Center های ملی است. البته همه می دانند که این اهداف بسیار خوب است و همیشه چه توسط اینترنت ملی و چه توسط هر طرح دیگری به آنها دست پیدا کرد. ما روی اسم خیلی دعوا نداریم، اما چطوری باور کنیم که این طرح می خواهد این اهداف را دنبال کند در حالی که سایت خود این طرح در کشور آمریکا و در همان Data Center جنجالی و معروف برای ایرانیان که سایت ها آنها را بست ( ThePlanet )، میزبانی می شود ؟
از سایت شبکه اینترنت ملی انتظار می رود نه تنها از Data Center های ملی که شعار خودش است برای میزبانی استفاده کند که از سیستم عامل ملی هم به عنوان سیستم عامل میزبانش استفاده کند نه از تکنولوژی دات نتی که مبتنی بر ویندوز شرکت میکروسافت آمریکایی است.
به هر حال آدم وقتی این تناقضات رو میبینه یا به علم آقایون شک می کنه و یا به نیتشون. نه اینکه حالا اتفاق عجیبی افتاده باشه، اما به هر حال مسئولین این طرح که اینقدر سنگ ملی کردن اینترنت رو به سینه می زنن لا اقل خودشون باید اینقدر حساسیت به خرح بدهند. نظر شما چیه ؟
